وضعیت سیاسی و امنیتی افغانستان در دورۀ حکومت اشرف غنی شباهتهای فراوانی با وضعیت عراق در دورۀ نوری المالکی، نخستوزیر پیشین عراق دارد. در آخرین سال نخستوزیری مالکی (۱۳۹۳)، شهرهای عراق یکی پس از دیگری در دست داعش افتاد، نیروهای این گروه تا نزدیک دروازههای پایتخت (بغداد) رسیدند، و دولت عراق در معرض فروپاشی قرار گرفت.
در افغانستان نیز، پس از به قدرت رسیدن آقای غنی در ۱۳۹۳، سقوط ولسوالیها شتاب بیشتری گرفت و با افتادن شهر قندز در دست طالبان، سقوط شهرها نیز آغاز شد. افتادن شهر غزنی در دست طالبان که از دیشب تا کنون خبرهایش دست به دست میشود، تازهترین مورد از زنجیرۀ سقوط شهرها در دورۀ رهبری آقای غنی است. با توجه به اهمیت سوقالجیشی شهر غزنی و نزدیکی آن با کابل، سقوط آن میتواند زنگ خطر برای سقوط شهرهای دیگر ــ از جمله کابل ــ نیز باشد.
مهمترین عامل در عراق، ناتوانی نوری مالکی در مدیریت امور سیاسی و امنیتی عراق و ناخشنودی کردها، سنیها، و دیگر گروههای اجتماعی و جریانهای سیاسی از سیاستهای وی بود.
عامل اصلی سقوط شهرها و مناطق در افغانستان و عراق نیز خیلی مشابه است. مهمترین عامل در عراق، ناتوانی نوری مالکی در مدیریت امور سیاسی و امنیتی عراق و ناخشنودی کردها، سنیها، و دیگر گروههای اجتماعی و جریانهای سیاسی از سیاستهای وی بود. برداشت عمومی گروههای ناخشنود این بود که مالکی سیاستهای حذفگرایانه و برخوردهای تعصبآمیز در برابر کردها، سنیها، و دیگر گروههای اجتماعی دارد. همین امر، سبب شده بود که وحدت و همبستهگی ملی در عراق بسیار آسیب ببیند و گسست سیاسی و اجتماعی به میان آید. در نتیجه، داعش و دیگر گروههای مسلح از میان ناراضیان، سربازگیری میکردند.
در افغانستان نیز وضعیت همین گونه است. ناخشنودی از نحوۀ رهبری و مدیریت آقای غنی، سیاستهای تبعیضآمیز، و اقدامات فراقانونی اش به اوج رسیده است. در چهار سال اخیر، قانون اساسی به حالت تعطیل درآمده، مشروعیت سه قوه (اجرایی، قانونگذار، و قضایی) از میان رفته، نهادهای ملی کارایی اش را از دست داده، و شهروندان به همه چیز بیباور شده اند، حتا به انتخابات.
ولی مهمترین چیزی که دولت عراق را از خطر فروپاشی و افتادن این کشور در کام گروههای هراسافگن نجات داد، خردمندی سیاسی رییس جمهور کنونی این کشور، فُواد معصوم بود. او هنگامی که در دومِ ماه اسد/مُرداد ۱۳۹۳ کارش را آغاز کرد، تصمیم به عزل مالکی گرفت و در مدت ۱۸ روز (در بیستم اسد)، حیدر عبادی را به عنوان نخستوزیر جدید معرفی کرد تا بهبودی در رهبری سیاسی و امنیتی به میان آید.
مهمترین چیزی که دولت عراق را از خطر فروپاشی و افتادن این کشور در کام گروههای هراسافگن نجات داد، خردمندی سیاسی رییس جمهور کنونی این کشور، فُواد معصوم بود. او هنگامی که در دومِ ماه اسد/مُرداد ۱۳۹۳ کارش را آغاز کرد، تصمیم به عزل مالکی گرفت.
از آن رو که در دوران مالکی، یکپارچهگی و همبستهگی میان گروههای اجتماعی و جریانهای سیاسی عراق به پایینترین سطحش رسیده بود، عبادی تلاش کرد که نه تنها اشتباهات مالکی را تکرار نکند، بلکه خلأهای به میانآمده را پرکند و عراق را از فروپاشی و سقوط در کام گروههای تندرو نجات دهد. او در نخستین اقدامش به دلجویی سنیهای کشورش شتافت و میزان مشارکت آنها را در قدرت افزایش داد. در یک اقدام کمپیشینه، خالد عُبید ــ از چهرههای سیاسی برجستۀ سنی را به عنوان وزیر دفاع معرفی کرد. او آهسته آهسته ــ به صورت نسبی ــ یکپارچهگی درونی و همبستهگی ملی را به کشور بازگرداند و شهرهای عراق را از دست داعش پس گرفت.
ولی در افغانستان چنین امیدواری برای نجات از این وضعیت وجود ندارد. زیرا نه آن سازوکار قانونی و ساختاری عراق در افغانستان هست تا با مداخلۀ یک فرد و یا نهاد، رهبری سیاسی تغییر کند؛ و نه آقای غنی ــ مانند نوری المالکی ــ قدرت را رها میکند تا کسی دیگر رهبری سیاسی را بر عهده بگیرد.

نظر دهید